عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٩ - احكام احياء موات
ترجمه:
احكام احياء موات
الف: هركس در زمان غيبت امام عليه السّلام زمين مواتى را احياء كند مالكش مىشود.
ب: و اگر امام عليه السّلام غائب نباشند احياء اراضى موات نياز به اذن از حضرتش دارد.
ج: احياء برخى از اراضى جايز نيست كه ذيلا ذكر مىشوند:
١- اراضى آباد و توابع آنها از قبيل جادّههائى كه به آنها منتهى مىشوند.
٢- شرب. [١]
٣- اراضى مفتوحة عنوة [٢] زيرا آباد اين اراضى كه در حال فتح عامر بودهاند مال جميع مسلمين بوده و غير آبادش تعلّق به امام عليه السّلام دارد، بنابراين چون مالك براى آنها مىباشد ديگرى حق احياء ندارد.
٤- اراضى مواتى كه در ملك مسلمانى نيامده باشد و اما زمينهائى كه قبلا مسلمان مالك آنها بوده و الان به صورت موات درآمده باز مال همان مالك قبلى است و به مجرّد موات شدن از ملك او و ورثهاش به ديگران منتقل نمىشود.
د: هر بلد و شهرى كه اهالى آن از روى طوع و رغبت اسلام اختيار كنند ارض بلدشان تعلّق به خود ايشان داشته و هيچ حقى به عهده ايشان نيامده مگر پرداختن زكات آن هم در صورتى كه شرائط در آنها جمع باشد.
ه: هر سرزمينى كه اهل آن عمارت و آباد نمودن آن را ترك كرده و زمين را به خرابه منجر كرده باشند احياءكننده زمين از اهلش به زمين سزاوارتر است منتهى بر محيى لازم است كه طسق يعنى اجرت زمين را به صاحبانش بپردازد.
و: بلادى كه به دست كفّار اهل ذمّه است و در صلح با مسلمين مىباشند اراضى اين بلاد تعلّق به خود كفّار داشته تنها بر ايشان جزيه لازم است.
[١] بكسر شين مراد از آن در اينجا نهر آب و امثال آن مىباشد.
[٢] منظور بلادى است كه مسلمين به واسطه قهر و غلبه يافتن بر ساكنين آنها اين بلاد را به تصرف درآوردهاند همچون ارض شام و عراق.